دروغ می گوید

دروغ می خندد

دروغ می تپد

عاشق می شوی

تحقیر می شوی

... ترک می شوی

خوف نکن کودکم !

این تپانچه
این فشنگهای مشقی
این...

پوست هراست ضخیمتر می شود

خوف نکن عاشق طفلک بلا تکلیف

تا گنجشک دلم
چار گوش کوچک آسمانی را
بیابد
که انگار حقش نیست
که انگار
حقش نبود هرگز

مرا به همین یک دریچه دعوت کن

می دانی؟
... همیشه گنجشک دلان
گنجشک روزی اند
همیشه...

مثل خوشوقتی من
با تکه نوری از سیلی تو
به تاریکی ِ گونه ی دهلیزم

تا گنجشک دلم
چار گوش کوچک آسمانی را
بیابد
که انگار حقش نیست
که انگار
حقش نبود هرگز

مرا به همین یک دریچه دعوت کن

می دانی؟
... همیشه گنجشک دلان
گنجشک روزی اند
همیشه...

مثل خوشوقتی من
با تکه نوری از سیلی تو
به تاریکی ِ گونه ی دهلیزم

نهنگی که من بودم

نه توفانی ِ دریا به گِل نشاندَ تَش

نه نفت آبهای ِ زهرگین

نه توری

که

... از تو

نبود...

گرسنه ی ِ مجنون ماهیان ِ بی مرام ِ دریا نبوده ام

که

لیلایی را

به شناسنامه شان می بخشیدند

به وَلَع ِ عشقبازی ِ کریه اشان...



گرسنه ی ِ لیلا ماهیان ِ به ناچارنبوده ام

که همخوابه ی هزارم ِ مجنونهای ِ حریص میشدند

به قرار ِ قَرصی نان...



گرسنه یِ وجب وجب ِ روده های ِ راست ِ از دست داده نبوده ام

در بلبشوی ِ اینهمه دروغکی

تنها

پیر حوصله

ساحلی میخواستم که نفس ببُراند / به مرگ

-... نه توری از جنون ِ تو
برای لیلایی که
من

بی تو
همه چیز به تنم تنگ شده
خْلقم
روحم
دلم
چقدر نمی آیی؟
چه ... قدر ؟!
آنقدر / قدر ابرها
که به سوخته دلی بیشه
پوزخند میزنند
... می بارم تا
برگردی

بر که بگردی
فانوس تنم را روشن میکنم
سینه ام را نمکسود
دهانم را
هیس

شکایتی نیست

تو خوبی
سیلی خوبست
عربده خوبست
اشک خوبست
فقط...بیا

تنهایی اصلا خوب نیست

فقط تنهایی خوب نیست
بیا

تا گنجشک دلم
چار گوش کوچک آسمانی را
بیابد
که انگار حقش نیست
که انگار
حقش نبود هرگز

مرا به همین یک دریچه دعوت کن

می دانی؟
... همیشه گنجشک دلان
گنجشک روزی اند
همیشه...

مثل خوشوقتی من
با تکه نوری از سیلی تو
به تاریکی ِ گونه ی دهلیزم