قدیما شانسی میخریدی؟ ازونها که کلی جعبه کوچولو بود و از بینشون باید یکیو انتخاب میکردی!
توی یکی خالی بود، پوچ بود.
توی یکی ناسزا بود،از الکی فحش خورت رو ملس میکرد.
توی یکی نوشته بود بزن تو سر رفیق بغل دستیت، بیخودی رفاقتت رو نشونه میگرفت.
توی یکی یه انگشتر دوزاری لق و کج و نازک بود، واسه خنده.
یکی هم یه پنج تومنی نوی نو، میتونستی باهاش دو تا آلاسکا نارنجی بخری و تا ته جیگرتو حال بیاری.

توی اونکه همه منتظرش بودیم اون شانسیه بود.

شانسیِ دخترا میشد گردنبند آب طلا خورده با آویز دل، انگشتر محکم استیل که هوووووو ، تا هزار سال هم خراب نمیشد و نگین ارغوانی داشت یا یه کله ی باربی که برای بالای مدادت بیقراری می‌کرد.
و
شانسی پسرا میشد انگشتر آب پاش ( ازونا که به دختر همسایه ت میگفتی ببین انگشترمو و تا میومد دقت کنه فشار میدادی آب بپاشه تو چش و چارش تا تو مثل خر کیف کنی) یا آدامس از الکی ای که وقتی بهش تعارف میکردی با فنر یه تقه میزد و دستتو ناقص می‌کرد. یا...

بگذریم...

تو گردنبند آب طلا خورده ی دلآویز منی! دلبستگیشو درک میکنی؟
تو انگشتر نگین ارغوانی تا ابد موندگار منی! متوجه اهمتیش میشی؟!
میدونی اگه دستم یه سانت اینور اونور میرفت میتونستی پوچ باشی فقط؟!
میدونی میتونستم یه اشتباه کنم و بیفتم ته بی کسی؟

شانسی!
اتفاق ما رو کنار هم گذاشت.
این اتفاق خجسته رو خرابش نکن. خب؟
هیچی ارزش خراب کردن اینهمه تلالو رو نداره.
هیچی
...
شانسی!
خرابش
نکن

#رویابیژنی #رویابیژن #شانسی #قدیما #خرابش_نکن