.
دوست داشتنت به من انگیزه ی ادامه میدهد.میخندانَدَم.مغرورم میکند.
و هی موجب میشود خیالم جمع شود که محکم پشتم را نگهداشته ای تا سکندری نخورم.
دوست داشتنت، جوانم میکند. دوست داشتنت بوسه میشود بر پیری ِگونه ام و هزار برابر ِ گرانترین کِرِمهای جهان، می شکوفاندم.
خیال برم میدارد شکوفه ی صورتی بهاری باشکوه هستم.
خیال برم میدارد مثل رقص شلیته ی پُرچین زنان در باد، دلخواهم.خیال برم میدارد
بیست ساله ام
بیست و چند ساله ای
از باریکه ی راه ِ تاکستان به سمتم میپیچی و هی مراقبی بوته ی تمشکها را که به قصد چیدنشان آمده ام به هم نزنی.
آخر تو تنومندی* و سربلند و تمشکهای سمت تاکستان پیچیده به هم و شوریده.
تاکهای چشم تو، شرابم میشوند. اینطور است که دوست داشتنت مستم میکند.
نزدیک که میشوی فقط طره ی موهایت را که روی صورتت ریخته کنار نمی زنی که!
فواصل جملات را کنار میزنی
شرم ِ ناگفته ها را کنار میزنی
غرور ِ ناتمام کردن حرفها را کنار میزنی
و به لبخندی چابک و بیقید بی که دیر شود میگویی دوستم داری...
چقدر خردمندانه نقطه ی پایان را آخر جمله میگذاری،
با اینکه بیست و چند ساله ای ...

تو را به جان خدا همانقدری بمانیم. خب؟
زانویمان درد نگیرد، گوشه چشمهایمان چروک نیفتد، شانه هایمان خم نشود، قلبمان هی درد نکند. دندانمان سرسختانه سر جایش بماند و موهایمان
سفید
نشوند
خب؟
من از پیرانه سری نمیترسم که، بی عشقیست که پیری را زخمی و ناسور میکند.


هرگز
هرگز
هرگز دست از دوست داشتنم برندار.
بازنده ام نکن.
بازنده ات نمیکنم.


*همیشه فکر میکنم مردان عاشق تنومند میشوند و زنان عاشق ورزیده و تندرست


#رویابیژنی #رویابیژن #عشق_که_پیر_نمیشود #دوست_داشتن
#پیرانه_سری