ساعات زیادی

خیره به روبه روم

زْل به تو/ لبخند می زنم

لبخند می زنی ...

نگاهت دیوانه ترم می کند

 

ساعات زیادی

خیره به رو به روم

زل به تو از هر چیزی حرف می زنم

لبخند می زنی

صبوری ِ گوشهایت عاشقترم می کند

 

 

ساعات زیادی از دلسوزی بقیه ها بیزارم

جلوی نگاهم را می گیرند

جلوی حرفهایم را...

انگار کورند/  تو را نمی توانند  ببینند ...

 

 

آن وقت صورت خیسم را می کشند به جانبی بی تو...

 

می گویند :

به روبروی خالی خیره شدن شگون ندارد

می گویند:

مات ِ هیچکس شدن / ماتت می کند

 

انگار چشم دیدن لبخندم را ندارند

هی صورتم را می کشند سمت ٍ بی تو...

هی می کشند

هی می کشند...

هی...

 

دلم اما هنوز خیره لبخندت می زند

 

 

می بینی چقدر طفلکند بقیه ها ؟!!

 

نقاش نیستند که!

 

دلم را فقط تو می کشی / ساعات زیادی...