م
من خوابیدن در خانه ی چوبی بالای درخت را، تجربه کردهام. آنجا که باد به جانت دلخوشی می دهد و شمدهای سپید دارد و پشه بندهای بزرگ!
من ماهیگیری با روسری مادر جان را، بعدش اشک ریختن برای ماهی های کوچکی که قورباغه از آب در آمدند و بعدترش برای مرگ قورباغه های روی دست باد کرده، مجلس ختم گرفتن را، تجربه کرده ام.
روی بلندیهای چلاو دویدن را، از روی پرچینهای جالیز خربزه با دامن پرچین پریدن را، حتا لذت غلتیدن روی کپه های جمع شدهی خرمنهای شالیزار را چشیده ام.
با اینهمه باز هم فکر میکنم "زندگی به زحمتش نمی ارزد"
تصویر رنگین دخترکانی را دیده ام که ظرفهایشان را در رودخانه ی سراشیبی حیاط مختار با شلتوکهای پوک برق می انداختند. حتا خورشید را دیده ام براق و پر نور روی قابلمه های روهی تمیز شان می درخشید. من رقص سپیدارها به ساز باد را دیده ام گرچه خسته ام از به ساز دیگران رقصیدن.
زار زدن قایقهای نم گرفته ی فرتوت را در میانکاله شنیده ام، زنجیر زنی نیزارهای تنیده به هم را نیز. گرچه پاهایم درد گرفته از زنجیر وابستگی!
با اینهمه باز هم فکر میکنم "زندگی به زحمتش نمی ارزد." بارها صدای زنگوله های رمه های مازیچال را وقتی به سمت کوهستان می دوند شنیده ام ، رسیدن پاییز غریب کش پرندگان مهاجر تالاب سرخ رود را به دلواپسی گذرانده ام. حتا دم جنبانکهای بسیار دیده ام که دل هر ساده دلی را نرم میکند. بارها صیادی را نقاشی کرده ام که پنهانی،پشت زنی زخمی ایستاده به مراقبت جوریکه انگار میترسد از حرافی همسایگانش، بی دم چنباندنی.
چقدر خندیدم، اشک ریختم، مرگ رابه عزا نشستم. آمدن نوزادی را به جشن.
با اینهمه بازهم "زندگی به زحمتش نمی ارزد" چه چنگ بدصدایی می زنیم به دامان هم وقتی عشق را شکل تملک می بینیم! چه چنگ گوشخراشی.
“_ چنگ نزن به صورتت لعنتی! مویه نکن، فقط دوست دارم زحمت زندگانی راکم کنم، دلخوش زنده مانی ام. چنگ نزن به قلبت لعنتی! خوف نکن.فقط دلم با زمین نیست. چنگ نزن به گیسوانت لعنتی! فقط خسته ام از دیدن، خسته ام از شنیدن، خسته ام از قضاوت شدن. چنگ نزن لعنتی!“
این آخ پروزن گوزنی بود که لبخندزنان به تپانچه تسلیم شد. این صدای دردالود رمه ی گمشده ای بود که بی رمه اش رم کرد به مرگ، مثل من که بی ...نه.نه. اصلا زندگی به زحمتش نمی ارزد.
به اسپند روی آتش می مانم،جزغاله شده، پریده، پریده، دود کرده. عیبی ندارد اگر که تو چشم نخوری.تو فقط بنشین به تماشای سوسن عنبرها پونه ها، ریحانهای بنفش و لبخند بزن، من فقط برایت چای میریزم
_چنگ نزن به صورتت لعنتی!
#رویابیژنی
#زندگی_زحمتست