از بالای میز می شود خانه را جور دیگری دید
از بالای سقف می شود حوض را جور دیگری دید
از بالای بُرج می شود مردم را ...
از بالای بی کسی تو را می شود جور ِ دیگری دید...
من آقا!
همیشه همه چیز را از پایین می بینم
می گویند حتا می شود تو را ریز ببینم
(بهتر که بمیرم )
می گویند می شودتو را اصلن نبینم
( بهتر که کور شوم )
می شود حتا وقتی خیلی بالا باشم، سرت را کمی بزرگ ببینم
پاهات را خیلی کوچک و حقیر
جوری که با خاک یکی شوی
( بهتر که خاک شوم )
مردم ِ بالا ده بیکارند
از دریای آرزوهای مُدرن /
حرف ِ مفت صید میکنند
به من چه !!!
برای پایین دستی که من
تو بلند قامت ترین مردی
من ریزترین زن
تو از سر شانه ها نگاهم می کنی
من پایین ِ پات غرق ِ ستایش
و بوی ماهیِ سوخته در تابه
کدبانویی که منم را
سهل انگار می سازد
( این تهمت را سر سختانه انکار می کنم )
آقا!؟
امروز با پول ِ صیدت برای خانه میز بخر/ خب؟
امروز با پول صیدت برای خانه / بالا خانه هم بساز
یک سقف محکم هم بخر / خب؟
می خواهم جور دیگری نگاهت کنم
که غذایت نسوزد
می شود؟
می شود با پول صید نکرده ات
برای
خانه ی
نداشته ام...؟
آخ آقا!
آخ
آقا!
آقای به رویا غلتیده ی هرگز نیامده ی من !
#معلقم_میان_خواب_و_بیداری
#رویابیژنی
#رویابیژن
#شعرهای_رویابیزنی